روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

15

شرح شطحيات ( فارسى )

بگرداند . راستى استعداد كه نقش خاتم فطرت « كن » « 1 » است ، كاف « كن » طلب كند ، بين الكاف و النون در امر ثنوى شود ، از زحمت رؤيت شواهد طناب عصمت از شست قدر قدرت ظاهر شود ، و اين كرّهء خام بحبل طلب مقيّد كند ، تا از خامى معرفت در اصطبل كون مدّتى در پرورش بماند ؛ آنگه درنوردد بيابان طبيعت را بىافسار ، به مرغزار غيب درآيد . ( 23 ) آن ناتمام سر در چنبر امتحان مانده كه سرّ سرّ لا به گوش سرّش فروگويند كه هان تا كى از عدم سوى قدم نور سلسلهء جذب از دهر دهّار كونش بركشد . اين زبدهء ممخاض قدر در نور عين اللّه ناگاه درافتد . چون در شواهد فراموش كرد ، با خود گويد كه « من انت ؟ » سرّ آشنا جواب دهد كه « إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ » « 11 » . عقل يافه درآى گويد كه « هذا رَبِّي » « 12 » . نور نور تجلّى از غيب غيب در ديدهء اين لطيفه آيد ، و كحل آشنائى معارف از مكحلهء كواشف دركشد . لطيفه با لطيفه گويد كه در لامكان بىرسم حدثان اين كيست ؟ جان كمال عقل يافته از جان جان نشان كند كه « هو اللّه » . پس آنگه در لمعات نور قدم منور شود . حق را به حق در ازل آزال و ابد آباد طلب كند . چون بيابد آنچه نداند ، بعد از فنا از خود بداند . ( 24 ) كون و فساد « 18 » در بقاء علّت لطيفه و نابودن عدم در قدم كه « كان اللّه و لم يكن معه شىء » از غيب در غيب گريزد ، و بىزبان با لزوم علّت گويد كه اين عروس بىدهر بىزمان بىعلّت بىمكان

--> ( 1 ) كن است S : كن M ( 11 ) إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ : سورهء 19 ( مريم ) آيهء 31 ( 12 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ( 18 ) و فساد M : فساد S